|
سلام وقت ندارم شاید. کار زیاده. کارگاه رو دوباره راه انداختم. قول دادم به همکارم که براش کار می گیرم. اون به یه ماشین دیگه نیاز دارم ولی ۲ تا ماشین هم زیادیه هم نمی دونم کجا بذارم. اما در هر حال به یه وانت هم برای این کار دولتی و هم برای کارگاه نیاز دارم. اما مشکل اینجاست که اوستا کارم گواهینامه نداره. قاطیم! فکر زیاده تو کلم ولی دیفرگ نشده!!!! خدمت مقدس که مارو سرویس کرد. نمی دونید چیا رو ازم گرفت ولی یه چیزایی هم داد بهم...
هی فلانی! زندگی شاید همین باشد یک فریب ساده و کوچک آنهم از دست عزیزی که تو دنیا را جز برای او و جز با او نمی خواهی... ... من گمانم زندگی باید همین باشد.
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااام تموم شد خدمتم در راه اسلام و مسلمین! بالاخره بعد از ۱۰ماه و ۱۸ روز تموم شد. ۹ماه و ۱۴ روز کسر خدمت گرفتم و ۶۲ روز اضافه خدمت کردم و تموم شد هر چی که بود. دارم خودمو جمع و جور می کنم . ۴ روزم رفتم مسافرت سرعین و برگشتم . جاتون خالی خوش گذشت زیااااااااااااااااااااااااااد...
هنوز زنده ام و بر می گردم. تموم نشده هنوز... رباط کریم تهرانم. ببینیم چی می شه ... خدا بخواد دیگه آخراست... Time is over... فعلا...
سلام! خداحافظ! دارم میرم سربازی و دیگه الان الانا دیگه نمی تونم بنویسم . همتونو دوست دارم و به یادتون هستم . آره تو! با تو ام . افتادم مرزن آباد چالوس ... برادران زحمت کش نیروی انتظامی... بابای!!
آن که می گوید دوست ات می دارم خنیاگر غمگینی ست که آوازش را از دست داده است ای کاش عشق را زبان سخن بود آنکه می گوید دوستت دارم دل اندوهگین شبی است که مهتابش را میجوید… عشق را ای کاش زبان سخن بود...
ناگاه که رفتی بیگانه گشتی دیوانه بی تو، ویرانه گشتم تا بیگانگی را عادت کند دل دل همچو ریگی روی زمین شد ریگش که سنگ است سنگی که شد خرد خردش به جا ماند سنگش که تنهاست اکنون من هستم اما شکستم همچون دل خود تنهایی ام را با خود نشسته، تنها نه هستم! می بینی اما ... دیگر چه سود است؟؟؟
الان دیگه به طور دقیق در یه بازه زمانی کوتاه فهمیدم که مدیریت بحران یعنی چی ... بحران رو که همه می دونن یعنی چی . یعنی همینی که واسمون به وجود آوردن، یه بحران کلی که کل جامعه به خاطر نبودن مدیریت درگیر اون می شه... و اما مدیریت!! همونی که نداریم اما بحران تا دلتون بخواد داریم . برای هر کسی بحران یه تعریفی داره و واسه منم بحران یعنی پاس نشدن و چند روز عقب افتادن زمان تکمیل موجودی ... یعنی چشم داشت 10 تا کارگر و استادکار به دستات و البته خواستن اضافی پول ... تورم و کلاه برداری هاااااااااا در رفتم بالاخره ... طوری پیش رفت که کمترین فشار به همه بیاد ... از این به بعد به طور متعادل ماهی 5 تومن چک دارم که قابل تحمل به نظر میاد نسبت به 14 تومن در 15 روز!! برای من . البته خیلیا این عددا واسشون چیزی نیست اما واسه من چیزیه ! :دی! تمام فکرم شده کار و در رفتن از بحران و فکر می کنم که تموم شد . اما خوب تا آبان که باید برم سربازی باید تلاشم همین طوری باشه... تفریحم خیلی کم شده و بر و بچ هم که رفتن پی کار و بار خودشون ... منم با این لپ تاپ بدون داشتن بر چسبای فارسی خسته شدم از نوشتن ... شب بخیر! تا بعد ...
salaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaam Pc am kharab shode o khodam kharab tar az oon, modemesh gij mizane . ba lap topam daram type mikonam ama farsi nadare, ghasde neveshtan dashtam ama koo hosele, tamame angize haye adam ro atrafiane adam az nazdikan ta dooran koor mikonand, doortarin doorane man raeise johoore mohtaram ba sharayete eghtesadi eie ke baraye ma be vojood avord, bi ki begam tahte feshariiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiim? baba tahte feshariiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiim. banka takhte konan dareshoono jam konan beraaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaan mamnoonam , miam bazam , felan bye
نه خطّي گوشه ي چشمم! نه رنگي بر لب و گونه ... اتاق خواب من خالي ... ز عطر وحشي پونه!... دوباره روي تخت من... كتاب شعر و خودكارم! و تعدادي ورق پاره ... برو! ... از عشق بيزارم...
|
About
مرداد 1388 مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 Links
شارا!! |